سه شنبه زنگ آخر که نه بهتره بگم تک زنگ آخر امتحان میان ترم پرورشی داشتیم .تا خانم وارد کلاس شد یهو گفت برگه دراریین امتحان.منوهستیونادیا هم پهلوی هم می شینیم.خانم نگفت جاهاتونو عوض کنین.ماهم سفت بهم چسبیدیم.امتحان که شروع شد:
سوال یک:نادیا کوف بگیری بنویس دیگه
اه هستی ،مال توهم که خالیه
سوال دو:خودخودم نوشتم ولی اینطور که هستی می گفت از مطهره بهش رسونده(من موندم مطهره از اون ور کلاس چه جوری به هستی رسوند)
سوال سه:نادیا:اه بنویس.بذار ببینم هستی چی نوشته .اوه اوه .هستی که بدتراز تو
سوال چهار:هستی برگه ی منو میگیره کپی میکنه ولی خانم نمی فهمه
سوال پنج:منو هستیو نادیا:مرضی الهی کوف بگیری بگو دیگه
سوال شش:اینو هممون خودمون نوشتیم
قشنگی این تقلب این بود که نزدیک بود خودمونو لو بدیم.جالبتر از این خانم هی نگامون می کرردوما هم هی نگا می کردیم